محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

231

تحفه خانى ( فارسى )

دماغ مىباشد و اين بسبب تراقى و تصاعد بخارات دماغ مىشود چه در خارج معلوم است كه اگر در شيب ديگى كه درو آب كمترست آتش كنند تمام آن آب و رطوبات كه در ديگ است در لحظه بخار شده متصاعد و متراقى مىگردد همچنين است حال حرارت مزاج و تصاعد بخارات بسبب حرارت . و علاج درين مقام تبريد دماغ است بمشمومات بارده عطره و سعوطات مناسبه از روغن زعير آن و بوئيدن سركه و گلاب اگر بيخوابى نباشد و بوى خوش ادويه عطره بارده و آشاميدن دوغ و يا آب انارين و قند و ماليدن روغن گل بر سر و غذا مزوّره از زرك و يا حب رمان كه مراد آش ناردان . و گاهى سبب دوار سقطه و يا ضربه مىباشد كه عارض سر شده است و علاج درين مقام فصد است خصوصا كه شخص دموى باشد و قلع ماده از دماغ و تقويت دماغ و گاهى حدوث دوار بسبب وزيدن ماده‌هاى بارده مىباشد كه سر تاثير كرده است و علاج درين مقام گرم ساختن و گرم داشتن سر است بكمادات گرم مثل سبوس و يا ارزن گرم كرده و يا گل و سبوس گرم كرده و به مثل ضمادات گرم و غذا از قليها كه درو مثل دارچينى و مصطگى قدرى انداخته باشند . [ 98 ] مقاله در بيان سدر و آن عبارت از مرضيست دماغى كه در آن انسان خيال مىكند كه گويا دخانى از بدن او مرتفع شده متصاعد و متراقى بدماغ مىشود و خود را چنان مىيابد كه مگر در ظلمت است و در چشم خود حين حدوث اين مرض تاريكى احساس مىكند و در گوش آواز و اين اعراض مذكوره اكثر در حين قيام و قعود حاصل مىشود و ماده اين